کوروش احمدی معتقد است انسداد سیاسی علت اصلی وقوع انقلاب ۵۷ بود. انسداد سیاسی در دوره پهلوی بهصورتی بود که عملا همه مجاری قانونی و مسالمتآمیز برای مشارکت مؤثر، رقابت سیاسی واقعی و نهایتا چرخش نخبگان سیاسی در جامعه بسته شده بود.
۴۶ مطلب
کوروش احمدی معتقد است انسداد سیاسی علت اصلی وقوع انقلاب ۵۷ بود. انسداد سیاسی در دوره پهلوی بهصورتی بود که عملا همه مجاری قانونی و مسالمتآمیز برای مشارکت مؤثر، رقابت سیاسی واقعی و نهایتا چرخش نخبگان سیاسی در جامعه بسته شده بود.
او نه فقط یک سرباز بود، نه فقط یک رئیسجمهور. او معمار سرنوشتی بود که یک امپراتوریِ هفتصد ساله را در یک شب خواباند و صبح، با دست خودش یک کشور نو را بیدار کرد. اسمش را گذاشتند آتاتورک، پدرِ تُرک. اما پشت این لقب پرابهت یه تراژدی پنهان بود. مصطفی کمال پاشا از نظر عدهای قهرمان بود و از دید عده ای هم یه دیکتاتور نوساز
پس از کنارهگیری از سلطنت در شهریور ۱۳۲۰، رضاشاه همراه خانوادهاش ابتدا به جزیره موریس فرستاده شد؛ جایی دورافتاده در اقیانوس هند که زندگی در آن برایش چون زندان بود. ارتباطش با ایران قطع شد و در انزوا روزهای یکنواختی را با رنج روحی و بیخوابی سپری کرد. مدتی بعد به آفریقای جنوبی منتقل شد و در ژوهانسبورگ اقامت یافت. بیماری و افسردگی او شدت گرفت تا سرانجام در مرداد ۱۳۲۳ بر اثر حمله قلبی درگذشت.
پیش از ظهر سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، بیستودو روز پس از حمله متفقین از شمال و جنوب به ایران، محمدعلی فروغی نخستوزیر وقت با نفسهای به شماره افتاده و سراسیمه در مجلس شورای ملی حاضر و طی نطقی خبر مهمی را به اطلاعت مجلس و ملت ایران رساند. خبر کنارهگیری رضاشاه پهلوی از سلطنت بود.
«با افزایش سن، انعطافپذیری رباطها، تاندونها و مفاصل کاهش یافته و خطر آسیبدیدگی آنها بیشتر میشود، فرسایش غضروفها و کاهش مایع نرمکننده مفاصل نیز از دیگر عواملی است که موجب کندی و دردناک شدن حرکات سالمندان میشود.»
با حالت تعجب از خانم بدرالملوک سوال کردم: «چرا روزنامه روی شیشه چسانیدهاند؟ آیا برای جلوگیری از آفتاب است؟!» خانم در جواب گفت: «خیر هر صبح که چشم باز میکردم مجسمه رضاخان را میدیدم و بیاختیار بر خود میلرزیدم. این روزنامهها را چسباندم که چشمم به مجسمه نیفتد.»
استاد تاریخ سیاسی در موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: «در جریان روشنفکری مان، خصوصا در یکی دو دهه اخیر، با یک اختلاف عمیق روبرو هستیم؛ اینکه مبدا تحولات ایران مدرن، انقلاب مشروطه است یا تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی. این بحثها، فارغ از نیت افراد، نتایج متفاوتی برای آینده ایران به دنبال دارند. اگر شما مبدا تحولات ایران مدرن و ایجاد دولت مدرن را سال ۱۳۰۴ و تغییر سلطنت بدانید، نسخهای خاص برای آینده ایران تجویز خواهید کرد. اما اگر این مبدا را انقلاب مشروطه بدانید، به نسخهای کاملا متفاوت خواهید رس…
دبیرکل حزب کارگزاران با تأکید بر اینکه «بررسی دوران رضاشاه بسیار درسآموز است»، گفت: «حتی مدرس، که مخالف نخستوزیر رضاخان بود و بعدها با پادشاهی او مخالفت کرد، گفته بود این آدم بهدردبخوری است و بهعنوان وزیر جنگ باید بماند. چراکه از آغاز مشروطه تا ظهور رضاشاه، ناامنی بر کشور حاکم شده بود و همه به این نتیجه رسیده بودند که یک نفر باید امنیت را برقرار کند. این اختلافات کمر مشروطیت را شکست.»
وقتی رضا شاه قدرت را به دست گرفت و در سال ۱۹۲۵ میلادی برابر با سال ۱۳۰۴ هجری شمسی شاه شد، همۀ شاهزادگان ناپدید شدند. حتی لقب خان که در نامفامیلی بعضی ازفامیلها به کار برده میشد به کلی ممنوع گردید. همچنین کلمۀ سید که ریشه از نام پیامبر اسلام دارد و کلمۀ حاجی که به زائران مکه پس از زیارت گفته میشود برای مقامات بالا نیز ممنوع گردید.
سفر رضاشاه به ترکیه نه فقط از منظر دیپلماتیک اهمیت داشت، بلکه آغازگر فصل تازهای از سیاستهای نوسازی و تمرکزگرایی در داخل ایران شد؛ سیاستهایی که با الگوبرداری از تجربه ترکیه کمالی، مسیر تحولات اجتماعی، فرهنگی و اداری ایران را برای سالهای بعد ترسیم کرد.