ترنج

بنیامین نتانیاهو

۷۸۲ مطلب

  • این یادداشت استدلال می‌کند که دولت راست‌گرای افراطی اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو با تمرکز بر تهدید ایران، الحاق تدریجی کرانه باختری، تداوم جنگ غزه و تضعیف نهادهای قضایی را پیش می‌برد؛ مسیری که به‌زعم نویسنده اسرائیل را به سمت وضعیتی شبیه آپارتاید سوق می‌دهد. پیامدها تنها داخلی نیست: روابط آمریکا با متحدان عرب آسیب می‌بیند، حمایت نسل جوان آمریکایی کاهش می‌یابد و شکاف در دیاسپورای یهودی تعمیق می‌شود. تهدید اصلی، بیش از آنکه خارجی باشد، از درون ساختار سیاسی و ایدئولوژیک اسرائیل برمی‌خیزد.

  • انتقال مذاکرات ایران و آمریکا از مسقط به ژنو، تلاشی برای بین‌المللی‌سازی و مشروعیت‌بخشی بیشتر به گفت‌وگوها ارزیابی می‌شود، در حالی‌که دونالد ترامپ با تعیین ضرب‌الاجل و مدیریت مستقیم، به‌دنبال جمع‌بندی سریع پرونده است. هم‌زمان گزارش‌هایی از آمادگی تهران برای تعلیق موقت غنی‌سازی در برابر رفع تحریم‌ها منتشر شده است.

  • اختلاف فزاینده میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، اتحاد راهبردی سابق این دو قدرت عربی را به رقابتی پیچیده و چندلایه تبدیل کرده است. این شکاف که از اختلاف بر سر جنگ یمن آغاز شد، اکنون به رقابت ژئوپلیتیکی، اقتصادی و رسانه‌ای گسترده‌تری گسترش یافته و حتی به جنگ روایت‌ها در فضای مجازی و تقابل در پروژه‌های کلان منطقه‌ای رسیده است. این واگرایی، چالشی جدی برای راهبرد آمریکا در خاورمیانه محسوب می‌شود و می‌تواند توازن قدرت منطقه و انسجام محور متحدان واشنگتن را تضعیف کند.

  • ژنو بار دیگر به صحنه مذاکرات حساس هسته‌ای ایران و تحولات امنیتی جهانی تبدیل شده است، در حالی که جمهوری اسلامی ایران همزمان با تقویت توان بازدارندگی خود از طریق رزمایش راهبردی در تنگه هرمز، پیام روشنی درباره آمادگی دفاعی ارسال کرده است. در مقابل، آمریکا با اتخاذ راهبرد فشار و مذاکره همزمان، در پی تحمیل شروط خود است، اما ملاحظات سیاسی داخلی و هزینه‌های جنگ، واشنگتن را به سمت توافق سوق داده است.

  • مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط در شرایطی حساس و متفاوت از گذشته از سر گرفته شده است؛ جایی که دیپلماسی با تهدید نظامی، فشار اسرائیل و محاسبات راهبردی دولت ترامپ گره خورده است. تهران بر رفع تحریم‌ها و حفظ حق غنی‌سازی تأکید دارد، در حالی که واشنگتن با راهبردی دوگانه، هم مسیر توافق و هم گزینه فشار را حفظ کرده است. شکاف‌های عمیق همچنان پابرجاست، اما ادامه گفت‌وگوها نشان می‌دهد دیپلماسی هنوز گزینه ترجیحی برای جلوگیری از تشدید تقابل محسوب می‌شود.

  • ژنو بار دیگر به مرکز مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ گفت‌وگوهایی که با میانجی‌گری عمان و در سایه تهدیدهای نظامی و فشار سیاسی برگزار می‌شود. ایران بر آمادگی برای توافق «عادلانه» بدون عقب‌نشینی از خطوط قرمز، به‌ویژه حق غنی‌سازی، تأکید دارد، در حالی که آمریکا با هدف مهار برنامه هسته‌ای، سیاست فشار و تهدید را دنبال می‌کند.

  • ایالات متحده در آستانه تصمیمی قرار دارد که می‌تواند به جنگی گسترده با ایران و بی‌ثباتی عمیق منطقه‌ای منجر شود. بنیامین نتانیاهو تلاش می‌کند واشنگتن را به اقدام نظامی سوق دهد، اما تجربه جنگ‌های عراق، ویتنام و لیبی نشان داده مداخلات نظامی پیامدهای فاجعه‌بار و غیرقابل مهاری دارند. جنگ با ایران، با توجه به توان نظامی و موقعیت ژئوپلیتیک این کشور، می‌تواند بحران انسانی، اختلال در بازار انرژی و رکود جهانی ایجاد کند. در مقابل، دیپلماسی مؤثرترین مسیر مهار بحران و جلوگیری از تشدید تنش ارزیابی می‌شود.

  • رسانه‌های اسرائیلی از کشف بسته‌ای مشکوک در دفتر نتانیاهو خبر دادند.

  • با بازگشت چهره‌های باسابقه ایرانی مانند علی لاریجانی به مدیریت پرونده هسته‌ای، تهران با حافظه تاریخی قوی وارد مذاکرات شده، در حالی‌که تیم جدید آمریکا فاقد چنین تجربه‌ای است. ترامپ برنامه هسته‌ای ایران را تهدید اصلی می‌داند، اما کشورهای منطقه مانند عربستان، ترکیه و قطر بر اولویت توافق هسته‌ای و پرهیز از جنگ تأکید دارند. این ائتلاف منطقه‌ای با اعمال نفوذ دیپلماتیک تلاش می‌کند مسیر مذاکرات را حفظ کند، مانع تشدید تنش شود و میان آمریکا و اسرائیل توازن راهبردی ایجاد کند.

  • اعزام ناو هواپیمابر «جرالد فورد» و آماده‌باش ارتش آمریکا برای عملیات احتمالی چند‌هفته‌ای علیه ایران، نشان‌دهنده راهبرد دوگانه واشینگتن مبتنی بر «فشار نظامی و دیپلماسی همزمان» است؛ راهبردی که هدف آن افزایش اهرم چانه‌زنی در مذاکرات و مهار توان راهبردی ایران محسوب می‌شود. همزمان، مذاکرات جدید با میانجیگری عمان در ژنو برنامه‌ریزی شده، اما فشار اسرائیل، اختلافات داخلی آمریکا و تردیدهای نظامی، آینده توافق را نامطمئن کرده و احتمال سناریوهای محدود نظامی در صورت شکست دیپلماسی را افزایش داده است.

تبلیغات