حرف حسابی که «حمید رسایی» زد و یک پیشنهاد خیرخواهانه به او
شک نکنید اگر امروز به جای نمایندگان حداقلی -که از فیلتر نظارت استصوابی شورای نگهبان گذشته و در انتخاباتی با حضور حداقل مردم به مجلس رفته اند - نمایندگان واقعی اکثریت در مجلس بودند (و طیف همفکر آقای رسایی هم فقط به اندازه وزن واقعی اش در جامعه نماینده داشت)، امروز چشم ها روی زمین، نگران خون و خونریزی های خیابانی و در آسمان، نگران حمله هواپیماها و موشک های آمریکا و اسرائیل نبود.
آقای حمید رسایی، نماینده مجلس شورای اسلامی در سخنانی گفته است که مجلس هیچ کاره است، هیچ جای بازی نیست و نماینده ها دلشان را خوش نکنند که روی صندلی های آن نشسته اند.
به گزارش عصرایران، او با انتقاد از رئیس و هیات رئیسه مجلس به خاطر تک روی در تصمیم گیری ها، گفته است که باید با عقل جمعی تصمیم گیری شود.
رسایی، پیشنهادی هم داده است: درِ مجلس را ببندید و هزینه های آن را صرف مردم کنید.
این حرف ها، از معدود سخنان درست و معقول آقای رسایی است. ما هم مانند ایشان بر این باوریم که مجلس از جایگاهی که می بایست داشته باشد، افول کرده است و عملاً در نظام تصمیم گیری های مهم کشور، کاره ای نیست.
اما سوالی که امثال آقای رسایی ،که روی آن صندلی های سبز نشسته اند، باید از خود بپرسند این است که "چرا مجلس هیچ کاره شده است؟"
اگر به جناب ایشان بر نمی خورد (و به عنوان نماینده مجلس در هیات نظارت بر مطبوعات، علیه ما تلافی نمی کنند!) باید به صراحت و صداقت بگوییم که اگر امروز مجلس هیچ کاره شده، دقیقاً به خاطر وجود شما و امثال شما در مجلس است.
مجلس، قرار بود "خانه ملت" باشد ولی الان شده است "خانه یک جریان خاص سیاسی" ؛ غیر از این است آقای رسایی؟ اگر مخالف این سخن هستید، یک دوری در همین تهران -که نماینده اش هستید بزنید- نظرات بدون سانسور 100 نفر را در مناطق مختلف تهران، درباره مسائل مختلف روز بشنوید و سپس به مجلس برگردید و بین خود و خدای خودتان به این فکر کنید که آیا اصلاً مجلسی های امروز، شباهتی با عموم مردم دارند؟ اگر منصفانه قضاوت کنید، درخواهید یافت که مردم در فضایی دیگر زندگی می کنند و نمایندگان و از جمله خود شما در هوای دیگری تنفس می کنید. گو این که مردم ونوسی اند و نمایندگان مریخی!
درست به خاطر زیست در دو فضای کاملاً جدا از هم است که دغدغه های مردم، اساساً بازتابی در مجلس ندارد و خروجی چنان مجلسی به جای این که کاستن از بارهای گران دوش مردم باشد، مثلاً می شود قانون موسوم به عفاف و حجاب که اتفاقاً بدترین ضربات را به همین مقوله حجاب وارد کرد.
حتماً در جامعه ما عده ای هم مانند آقای رسایی فکر می کنند ولی نکته اینجاست که این اقلیت، نمایندگان پر شمار در مجلس دارند و اکثریتی که رویکردهای متفاوت دارند، فاقد نماینده اند.
نتیجه چه می شود؟ مردم از "بی نمایندگی و حبس صدا" ، به ستوه می آیند و صدایی را که باید آرام آرام در رسانه های آزاد و مجلس نمایندگان، شنیده می شد ، در خیابان ها به فریاد تبدیل می کنند و می شود فاجعه خونبار دی ماه 1404!
شک نکنید اگر امروز به جای نمایندگان حداقلی -که از فلیتر نظارت استصوابی شورای نگهبان گذشته و در انتخاباتی با حضور حداقل مردم به مجلس رفته اند - نمایندگان واقعی اکثریت در مجلس بودند (و طیف همفکر آقای رسایی هم فقط به اندازه وزن واقعی اش در جامعه نماینده داشت)، امروز چشم ها روی زمین، نگران خون و خونریزی های خیابانی و در آسمان، نگران حمله هواپیماها و موشک های آمریکا و اسرائیل نبود.
معنای عقل جمعی، که آقای رسایی بدان اشاره کرده، این است که نمایندگان همه عقول مردم در مجلس باشند نه این که عقل های یک طیف دور هم جمع شوند و در دایره محدود درک و آگاهی شان، تصمیم بگیرند و اسمش را بگذارند تصمیم گیری بر مبنای عقل جمعی (که این طور که آقای رسایی می گوید، همین هم نمی شود و از این جمع محدود هم تعداد انگشت شماری، خودشان می برند و می دوزند!).
و اما یک پیشنهاد از سر خیرخواهی به آقای رسایی؛
جناب آقای رسایی!
همان طور که گفتید مجلس کاره ای نیست و پیشنهاد دادید درِ آنجا را ببندند و هزینه هایش را صرف مردم کنند. انصافاً یکی از بهترین کارهایی که می شود کرد، همین است. اما به نظر نمی رسد خیلی از نمایندگان به حرف شما که گفتید "دل خوش نکنید به نشستن روی این صندلی ها" گوش کنند؛ راستش خیلی ها، دل خوش کرده اند و خیلی هم دل خوش کرده اند!
بنابراین، به حرفی که گفتید، دستکم درباره خودتان عمل کنید و از مجلسی که کل اش هیچ کاره است چه برسد به یک فردش، خارج شوید تا لااقل هزینه ای که صرف شما می شود، به نفع مردم صرفه جویی شود.
اولین کسی که شایسته است به عمل کردن به این جمله که دل خوش نکنید به این صندلی ها، گوینده همین جمله است و العاقبه للمتقین.